نزدیک به نیم قرن است که بیش از صد کشور در حال توسعه­ی دنیا، انبوهی از الگوهای نظری و تجربی توسعه را مورد آزمون قرار داده­اند؛ متأسفانه تاکنون تعداد اندکی از این کشورها توانسته­اند به توسعه­ی اقتصادی و صنعتی دست یابند. نوع خاص نظریه­ی توسعه­ی­ حاکم بر جوامع در حال توسعه در خلال سال­های 1940 تا 1960، تحت عنوان ساختارگرایی، نظریه‌ی نولیبرالیزم به منزله‌ی جبهه‌ی راست آیین جدید، به عنوان تفکر غالب دهه­ی هفتاد و هشتاد و نیز رویکرد مسلط به مسائل توسعه با اهمیت قابل توجه به نیروهای بازار و ضرورت بهره­گیری کشورهای در حال توسعه از فرصت­های بازار جهانی در دهه‌ی 90، تمامیت مفاهیم توسعه­ای بوده است که در طی پنج دهه، کشورهای در حال توسعه آن را تجربه نموده­اند که به اختصار به آن پرداخته می شود.

QR Code

نقشه کشوری خوشه ها